تبليغاتX
راز گندم

razegandom

الهه خانوم

razegandom

http://razegandom.blogfa.com

راز گندم

راز گندم

راز گندم

از 15 خرداد سال 1363 من الهه شدم .قبلش....
لوس و ننر، رفیق باز ، شلوغ شلخته ، گاهی اوقات کمی، فقط کمی شرور و خبیث .
.
.
.
من خاک نشین نمیشوم
سبزم کن
پابند زمین نمیشوم سبزم کن

شاید خدا دوباره به گردن بگیردم

راز گندم

 

هزار و سیصد و هشتاد و هشت نیامده برایم یاد آور عزیز از دست رفته ای بود

معصومه ی عزیز روحت شاد - یادت گرامیست پیش ما

سال نو مبارک

 

+ نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

 

ماهی پری تنگ بلور و بشکن ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

 

دلمان میخواهد در چهارشنبه سوری امسال شهید بشویم.

 

+ نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |
به مادرم گفتم کمک نمیخواهی. گفتند: نه! دست به چیزی نزنی بهتر است. من هم میروم و مدیر ستاد استقبال از بهار خانه ی مادربزرگم میشوم تا دو تایی همه چیز را به هم ور کنیم و حالش را ببریم.
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

 

سرباز

پشت خاکریز ها

 لمیده

روی یک پهلو

با دست های رگ به رگ

کنارش گرگ پا به ماه

با

توله های نارس

سقف ، آسمان

سپید ، سپید

سرباز

سیاه ، سیاه

سرباز

تیر ندارد

تفنگ ندارد

از همه بدتر

هدف ندارد 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

هر مولکول آب تا ابد در تله ی چرخه ی گردش می ماند.

حاضرم با مولکول آب بر سر رام بودن شرط بندی کنم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

چه خوب كه زیر چشمانم هر روز گودتر می شود هر روز این منم كه به تبار سوسیس های مرده می پیوندم یا شاید یكهو دیدی به شفا یافتگان زنده ملحق شدم من كه به همین لبخند های گاه به گاه هم تف انداخته ام حالا با درمان همه گیر چه خواهم كرد. فردا زمان مناسبی برای فتح نیست پس فردا بیا که با هم کشف کنیم ،کشف دکمه های رنگی روی کفش. ترمه روی قبر. نور روی موی روشن شانه نشده. تور روی صورت. کفش روی فرش. سایه روی چشم.نه! من لاک را دوست تر دارم. وصله کار امید واران است.وصلاٌ وصلا. ما و سوراخ ها و رج ها میل های بافتنی را دوره کرده ایم.میخندیم. نه فشارنده. نه شتابنده. گذرنده بودم و هستم.نه! کمی شتابنده کمی فشارنده بودم و هستم. یادم نست که من امتحان داشتم و هیچی نخوانده بودم و صبحانه نداشتم و وبلاگ زدم تا مطهر شوند تسلیحات قدیسان مسلح که بر سر صف به رقیبان خود تسبیحات اعطا می کنند. رفاقت در عین رقابت است بیا و به نیابت از بقیه بر شهامتم بخیه بزن .اصلاً  مرا در یخ+چال کن!

+ نوشته شده در شنبه 17 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |
داری با سر انگشت هات ذهنم را لمس میکنی

نمیدانم تمام میشوی

یا

تمام من میشوی

+ نوشته شده در جمعه 16 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

 

مادرت را پدرت به باد داد.

جسمت را مادرت به باد داد.

روحت را دل من به باد داد.

من  را  تو ...

یادم رفته بود که دو سالت همین حوالی تمام شد.

جز در هفت روز مقدس عمرت تبرکی در کار نبود.

تولدت مبارک .

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

مرا از کلاف ِ سر در گم درآورده اند. ترا از کلاغ ِ مردم. سنگ سار .شبیه چیزی از میان ما تا میان ما. و شعر از پرواز سنگ پیدا. سار در بال هایش گریست. ورم از باورم بود . عرق در اشک های معاصر معنا شد. مرا با چشم بندی از کلاه  بر دارشتی ترا در ابتدای کوچ گوسفندان. چند خط فرصت بدهم اعتراف کنید؟ اعتراف کنید. همه ترسیدند و اعتراف کردند. و آنقدر اعتراف کردند. اعتراف کردند. که دچار فتخ شدند. اعتراض کردند.و باز هم اعتراض کردند.تا اینکه کسی گفت. دست ها بالا. همه ترسیدند. دست ها بالا رفت. و بالا رفت.و باز هم بالا رفت. و هنوز دارد بالا می رود. چشم از چشم بندی شان بــر دار. وقتی که نیستی.  وقتی که پایم گم شد.  راه یخ بست.  جاده جمعه شد.  گم راه شدم.  پای رفتنم ماندم. همین دیروز پایم گم شد. پیام گذاشتم.از لای در.. نامه ی چار گوش کاغذی . پایانش هنوز پا داشتم. یادم نیست. پای ماندنم نیست. پای رفتنم چرا.چرا اضلاع در گم شد. همین دیروز. پاداش پا داشتنم لالایی نامه ها نیست است. خیالت راحت. من از کلاف کفتر می شوم. می نشینم روی کوه کور معاصر. زن ِ سوخته ،مرد ِ مذاب شده. گره های ممتد ســـبــــز . گریه های همیشه آبـــــی. نذر ِ برگشتن نذر ِ دیدار. نذر ِ انتظار....فاتحه. درد دل. ســنگ بـــر گــور. ســنگ بـــر کـــوه. ســـنگ بـــر چـشـم. بـــند بـــر پـــا. پــا یعنی سـفــر. قـدم مسافر بـــر چـشـم. میان آستین ات نه دشنه ای نه ضحاکی. ترکیبی از گوشت و خون و استخوان. پنهان شیرم می دهی که که هی طول بکشم و مار نشوم عاقبت.من طولانی ترین بچه ام میان آستین ات. دستی ام. وحشی ام. نا اهل ام. و میان بازوانت آب می شوم.ترکیبی از پوست و ناخن . شیر بیشه. شیر بی شیشه. یک جای بی نام. یک جای با اشاره. یک جای بیجا. گزارش سقوط از شیر آب. شیرجه. میان آستین ات. تلخ. طولانی . تنها . . .

 

+ نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |
سرم را توی سطل ماست میکنم تا صدایم بپیچد توی آن داد میزنم آهای من تو را توی ازدهام و شلوغی شیاطین گم کرده ام مادربزرگ. گربه ای که از آن پایین با خمیازه اش حرفم را تایید میکند، تایید میکند که هر استثنایی میتواند به قائده تبدیل شود.او بر طبق قانون کاملا اساسی اش هر روز راس ساعت 8:20 پای درخت آلبالو رستگاری میکند.
+ نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

 

برنامه ات را طولانی مدت نچین

به من هیچ اعتباری نیست

نه به قولم

نه به حرفم

نه به روحم

نه به جسمم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

میسپارم به تو ...

+ نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید...

+ نوشته شده در شنبه 3 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

درد خیلی خوشگل است. قرینه سوسولی. دری که دال می شود در انتها، با دال شروع می شود.مثل دماغ ، دستشویی ، دمپایی ، درشکه. و با دال تمام می شود. روزگارش بد نیست.  مثل داماد ، دود ، سواد ، متجدد ، سود. « ر » را گذاشته اند آن وسط  محض خنده ، مسخره بازی.راوی دستشوییش گرفته بود،در رفت آن پشت،نترس! درد ندارد. « ر » آن وسط گول می زند.الکی است یا الکلی. نترس درد اگر داشت  پشت اش خم می شد. بدتر،بدتر یعنی چه؟ بدتر یعنی درد،درد نیست. یعنی درد حتی شکل درد نیست.نقطه ندارد. متمرکز نیست.حتی اندازه ی دزد عمیق نیست. کم دارد.شبیه غلط املایی است.در ِ متفاوت است. یا دزد اصلاح شده. اصلاح طلب.مجلس ته ریش مصلحت آنان . حلقه مریدان .درِ متقارن آدم را به کجا که نمی کشاند. کشان کشان.دست و پای میز حاکمه. دهان مکافات.  زبان سرخ.بگو درد اختصار چیست لعنتی؟ درد رنج ِ دزد است.دهانت را ... شاید هم میچشد. یا شاید هم  درد  ردّ  درد است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت توسط الهه خانوم |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ