تبليغاتX
راز گندم

razegandom

الهه خانوم

razegandom

http://razegandom.blogfa.com

راز گندم

راز گندم

راز گندم

از 15 خرداد سال 1363 من الهه شدم .قبلش....
لوس و ننر، رفیق باز ، شلوغ شلخته ، گاهی اوقات کمی، فقط کمی شرور و خبیث .
.
.
.
من خاک نشین نمیشوم
سبزم کن
پابند زمین نمیشوم سبزم کن

شاید خدا دوباره به گردن بگیردم

راز گندم

 

دل کندم

همچون علفی از خاک

آن هنگام

که گوسفندی ناخلف

چریده باشدش

و این ابتدای بودن شد ...

+ نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت توسط الهه خانوم |

 

با هم تنها دوتا دوتا تنها رفتیم تا ته نادانی تو که یکبار مردی مثل سرباز با سر باز من روی چینه تو زیر چینِ درخت پچ پچ گنگ دوباره آمدی که ارواح خبیثه اش را به آتش بکشی تو که نبودی کوکت نا کوک شده هم بازی هم درسی کیش شو پرت شو شاه هم حلال کند بندت به بند وزیر میماند فیل ها له ات میکنند نازنین بر باد بوده رخش را سوار شو دور شو سر باز شو.  

 

 

+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت توسط الهه خانوم |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ