دل کندم
همچون علفی از خاک
آن هنگام
که گوسفندی ناخلف
چریده باشدش
و این ابتدای بودن شد ...
+
نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت توسط الهه خانوم
|
با هم تنها دوتا دوتا تنها رفتیم تا ته نادانی تو که یکبار مردی مثل سرباز با سر باز من روی چینه تو زیر چینِ درخت پچ پچ گنگ دوباره آمدی که ارواح خبیثه اش را به آتش بکشی تو که نبودی کوکت نا کوک شده هم بازی هم درسی کیش شو پرت شو شاه هم حلال کند بندت به بند وزیر میماند فیل ها له ات میکنند نازنین بر باد بوده رخش را سوار شو دور شو سر باز شو.
+
نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت توسط الهه خانوم
|